تبليغاتX
‎‎‎‎ ‎ .::عارفانه::. - بدها..خوب ها!
از فکر کردن بدم می یاد.

از شک کردن بدم میاد.

از دروغ گفتن بدم می یاد.

از اعتماد نکردن بدم می یاد.

از تحمیق کردن آدما بدم می یاد.

از بازی دادن بدم میاد.

از اینکه یه هو آدم تکون بخوره و فکر کنه شاید من اشتباه میکنم بدم میاد.

از توضیح دادن خودم بدم میاد.

از اینکه بعضیا فکر میکنن آدمای قوی دوست داشتنی‌ترن بدم میاد.
از اینکه آدمایی که ارزش ندارن رو تو رویاهام راه بدم بدم میاد.

از اینکه اس‌ام‌اس بزنم بدون جواب بدم میاد.

از دخترای لوس بدم می یاد.

از آدمای زیادی منطقی بدم می یاد.

از رویا پردازی هم بدم می یاد.

از بچه پولدارای مغرور بدم می یاد.

از دستمالی شدن حرفایی که واسم مهمه بدم میاد.

از بچه دار شدن بدم میاد.

از کلاس ساعت 8 صبح بدم می یاد.

از دشمنای در نقاب دوست دلسوز بدم می یاد.

از آدمایی که الکی برای بقیه دلسوزی می کنن بدم می یاد.

از عوض شدن آدما خیلی بدم میاد.

از احمق فرض شدن هم بدم می یاد.

از اینکه مجبورم همیشه اوپن مایند باشم بدم می یاد.

از سکوت کردن و ندیدن اونم وقتی بهت زور میگن هم بدم می یاد.

از آدمای منفعل و راکد بدم می یاد.

از کلاس گذاشتن بدم می یاد.

از سرکار گذاشتن آدما بدم می یاد.

از تنهایی مهمونی رفتن بدم می یاد.

از ترحم کردن به آدما بدم می یاد.

از دخالت تو زندگی دیگران بدم می یاد.

از افه های روشنفکری بدم می یاد.

از خرید کردن برای عید بدم می یاد.

از بوی زهم ماهی بدم می یاد.

از اتاق شلوغ بدم می یاد.

از ترافیک بدم می یاد.

از بوی ماشین نو بدم می یاد.

از ابروهای پهن بدم می یاد.

از کفش پاشنه بلند بدم می یاد.

از خاله زنکها بدم می یاد.

از ترسوها بدم می یاد.

از اعتماد به نفس الکی دادن به آدما بدم می یاد.

از اینکه بهم غبطه بخورن بدم می یاد.

از ذره بین به دستها بدم می یاد.

از ضعیف بودن بدم می یاد.

از ترک کردن بدم می یاد.

از عادت کردن بدم می یاد.

از فراموش شدن بدم می یاد.

 

اما....

از خودم خوشم می یاد.

از اینکه هنوز می تونم با قدرت ادامه بدم خوشم می یاد.

از اینکه کینه کسی رو به دلم ندارم خوشم می یاد.

از هیجان خوشم می یاد.

از اهنگهای خالتور بعضی وقتا خوشم می یاد.

از حرص دادن آدما خوشم می یاد.

از سیگار کشیدن لب پنجره زیر برف خوشم می یاد.

از نوشتن خوشم می یاد.

از سکرت بودن خوشم می یاد.

از روزهای زوج خوشم می یاد.

از رانندگی نصفه شبا توی بارون خوشم می یاد.

از رمان های رمانتیک خوندن خوشم می یاد.

از دکلمه های احمد شاملو خوشم می یاد.

از شب نشینی خوشم می یاد.

از گل نرگس خوشم می یاد.

از تلفنای نصف شب خوشم میاد.

از کافه نشینی خوشم می یاد.

از اسمیرنف روسی خوشم می یاد.

از اسکورسیزی خوشم می یاد.

از سورپرایز کردن خوشم می یاد.

از آدمای غیر قابل پیش بینی خوشم می یاد.

از اینکه آدما گاهی احمق فرضم کنن خوشم می یاد.

از سفید شدن موهام خوشم می یاد.

از فال قهوه خوشم می یاد.

از اینکه مثه خیلیا جوگیر نمی شم خوشم می یاد.

از بلاگ نویسی به سبک دیوونه بازیام خوشم می یاد.

از ماه گرفتگی انگشت اشاره دست راستم خوشم می یاد.

از لاک صورتی خوشم می یاد.

از یقه اسکی خوشم می یاد.

از نور شمع های رنگی توی تاریکی خوشم می یاد.

از آدمای با احساس اما فهمیده خوشم می یاد.

از متولدین شهریور خوشم می یاد.

از ناز کردن الکی(بعضی وقتا)خوشم می یاد.

از مچ گیری آدما خوشم می یاد.

اینکه از چیا بدم می یاد و از چیا خوشم ،شاید زیاد مهم نباشه؛اما لازمه گاهی با خودم تکرار کنم.

+ نوشته شده توسط فرشته در 86/02/12 و ساعت 10:2 |