سلام به دوستای خوبم که همیشه منو شرمنده لطف و محبتشون می کنن.

امیدوارم که هر روز یه خبر خوش بشنوید و بتونید هیجاناتتون رو در درونتون نگه ندارید و باعث هیجان و خوشحالی بقیه هم بشید.
امروز می خواستم راجه به یه موضوعی صحبت کنم .
حالا اون موضوع،
بذاریداولش یه مقدمه بگم
نه می رم سر اصل مطلب دوست داشتم یه گوشه از این دنیا نه فقط دنیای بیرونی بلکه دنیای درون یه جایی بود آدما ویا افکارمون با هم جمع می شدن و یه کاری می کردن
و اون اینکه در مورد آرزوها و چیزایی که فکر می کنند هیچ وقت بهشون نمی رسند صحبت می کردند و برای هم دعا می کردند و تا دوستشون و یا همنوعشون به اون چیزی که می خواد برسه ولی به شرطی که فقط یه نفر صلاح بدونه ...
من خودم به شخصه تمام آرزوهامو روی یه تیکه کاغذ میارم حتی از اینکه اونها یه جوری باشن که هیچ وقت بهشون نرسم هم خجالت نمی کشم یعنی که غیر قابل دسترس باشن تو شرایط من چون همیشه میگم نشد وجود نداره
و تنها چیزی که دارو نداره مرگه

حالا گاهی هم اینقدر معطوف اون هدف و یا آرزو می شیم که دیگه مسائل جانبی رو فراموش می کنیم نباید به این صورتم باشه چون خداجونم هم هست اون بهتر می دونه چی درسته چی غلط و اینکه واسه هیچ چیز هیچ وقت اسرار نکنید (البته خودم یه کم اینجوریما) میدونید واسه چی اینو می گم ،
واسه اینکه ما داریم مسیری رو طی می کنیم که قبلا با رضایت کامل انتخابش کردیم
با تموم سختیاش با تموم خوشیاش
و اگه خدای نکرده روزی حس کردیم که دیگه کشش نداریم و دیگه لذت نمی بریم به نظر من واسه اینه که از مسیر اون خارج شدیم و فقط همیشه دعا کنیم که خدایا راه درست رو به ما نشون بده و هر وقت این احساس رو داشته باشیم که یه خدای مهربون بالا سرمونه که حتی از پدر مادرمونم بیشتر هوامونو داره دیگه از هیچی نمیترسیم.
و اینها درست یا غلط
می دونید چی آدم رو ازبین می بره!
این که یه عمر بشینیم دعا کنیم که خدا جونم اینو می خوام اونو می خوام و یه روز خدا بهمون بده و ما چون خودمون به اون اعتقاد نداشتیم و یا شکی تو دلمون بوده نتونیم ازش استفاده کنیم!
و واسه این می گم دوستان خوبم آرزوهای بزرگ داشته باشین اگه هم بهش نرسیدین باز اینو می دونید که توقعتون از خودتون کم نبوده و همیشه تو راستای آرزوهاتون قدم بردارین و از الان تمرین کنید تا وقتی بهش رسیدین حیرون نشین که چطور ازش استفاده کنید.
خوب این حرفای من می خوام بدونم دوستانی که این پست رو می خونن چی می گن!

الان که دارم این مطالب رو می نویسم ۲۵/۱۲/۸۴ گذاشتم زیر پست قبلی
فکر کنم آخرین روز از سال ۸۴ باشه که به وبلاگم سر می زنم چون اگه خدا بخواد دارم میرم مشهد بچه ها واسه همتون دعای مخصوص می کنم به امید روزای خوش برای شما و خانوادتون.
امیدوارم عید نوروز باستانی سال ۱۳۸۵برای شما و خانوادتون بهترین نوروز عمرتون باشه.







