


1- زندگي صحنه تلاش و بالندگي، و لحظه هاي آن چون رودي درگذر است. رودي مواج كه درتلاطمش ، انسان ها ساخته مي شوند ؛ پس تا دمي باقي است از لحظات و سخنان ديگران عبرت بگيريم :
2- با شكيبايي وصبر ، انتظار گشايش و پيروزي مي رود . ( حضرت محمد صلي الله عليه و آله)
3- اگر كوه ها به لرزه درآمدند، تو پابرجا و استوار باش . ( امام علي عليه السلام)
4- صبر، ضامن پيروزي است . ( حضرت علي عليه السلام )
5- هر كس يك ساعت شكيبايي ورزد ، ساعت ها حمد و سپاس خواهد گفت . ( حضرت علي عليه السلام )
6- صبر، قله ايمان است . ( امام صادق عليه السلام)
7- بردباري ، هنگامي خوب است كه مبدأ منزهي داشته باشد ، وگرنه در مقابل بيدادگري ، بردباري ناتواني ، و ناتواني مقدمه نابودي است. ( زرتشت)
8- بردباري به هنگام خشم ، و خوش رويي به هنگام تنگدستي ، مشكل ترين كار است . ( سقراط)
9- هر چه بخواهيد به دست خواهيد آورد : اگر صبر و بردباري ، سرمايه شما باشد. ( لافونتن)
10- كسي كه هيچ چيز را تحمل نمي كند، خود، تحمل ناپذير است.( ژانه)
11- عظمت واقعي در آن نيست كه هرگز سقوط نكنيم ؛ بلكه در آن است كه هر بار سقوط كرديم، دوباره برخيزيم . ( ژيد)
12- مصائب خود را مانند لباس هايتان با كمال بي اعتنايي تحمل كنيد.( شكسپير)
13- راز بزرگ زندگي در شكيبايي است و نبايد به خاطر يك آينده مبهم ، حال را از دست داد. (؟)


1- با خود صداقت داشته باشيد. آنگاه همچون چرخه ي طبيعي فرا رسيدن روز از پي شب ، خواهيد ديد كه با ديگران نيز نمي توانيد صادق نباشيد.
2- صداقت نخستين بخش كتاب عشق است.
3- آنچه هستيد شما را بهتر معرفي مي كند تا آنچه مي گوييد.
4- چه بهتر كه ناموفق باشيم با افتخار ، ولي موفق نباشيم با دروغ و تقلب.
5- ضرر را بر منفعت غير مشروع ترجيح دهيد ، ضرر تلخ است ولي آني است ، در حالي كه منفعت غير مشروع وجدان شما را همواره مي آزارد.
6- انسان را به لحاظ قدرت اخلاق و روحش مورد قضاوت قرار مي دهند.
7- رستگاري تو در عمل ديگران تجلي پيدا نمي كند. بلكه درعكس العمل تو ظاهر مي شود.
8- از سخنان خود عادل شمرده خواهي شد و از سخن هاي تو بر تو حكم خواهد شد.
9- اگر با صداقت زندگي كنيد هدف زندگي كردن را مي آموزيد.
10- بخشش هنگامي آسان مي شود كه ما بتوانيم ديگران را بشناسيم و به ضعف هاي خودمان و اين كه ما نيز امكان اشتباه كردن داريم معترف باشيم.
11- صداقت نخستين فصل دفتر دانايي است .
12- صداقت بهترين منش است .



خوابیده بودم
در خواب کتاب گذشته ام را باز کردم و روزهای سپری شده عمرم را برگ برگ مرور
کردم . به هر روزی که نگاه می کردم، در کنارش دو جفت جای پا بود. یکی مال من
و یکی مال خدا. جلوتر می رفتم و روزهای سپری شده ام را می دیدم .خاطرات
خوب، خاطرات بد، زیبایی ها، لبخند ها، شیرینی ها، مصیبت ها،... همه و همه
را می دیدم.
اما دیدم در کنار بعضی برگ ها فقط یک جای پا است. نگاه کردم همه سخت ترین
روزهای زندگی ام بودند. روزهایی همراه با تلخی ها، ترس ها، درد ها،
بیچارگی ها.
با ناراحتی به خدا گفتم : روز اول تو به من قول دادی که هیچگاه مرا تنها
نمی گذاری هیچگاه مرا به حال خود رها نمی کنی و من با این اعتماد پذیرفتم که
زندگی کنم.
چگونه، چگونه در این سخت ترین روزهای زندگی مرا با رنج ها، مصیبت ها و
دردمندی ها تنها رها کردی؟ چگونه؟
خداوند مهربانانه مرا نگاه کرد لبخندی زد وگفت:فرزندم ! من به تو قول داده بودم که
همراهت خواهم بود.
در شب و روز،در تلخی و شادی،در گرفتاری و خوشبختی.
من به قول خود وفا کردم
هرگز تو را تنها نگذاشتم
هرگز تو را رها نکردم حتی برای لحظه ای
آن جای پا که در آن روزهای سخت می بینی،جای پای من است وقتی تو را
بدوش کشیده بودم !!!

یا حق
سلام
من این چند روزه به خیلی چیزایی که همیشه دورو برم بود و هیچوقت در موردشون دقیق نشده بودم و نسبت بهشون بی تفاوت بودم فکر کردم مثل بعضی از کتابا یا وسائلی که همیشه هست ولی ما ارزششون رو درک نکردیم یا اشخاصی مثل پدر بزرگ و مادر بزرگ که همه میگن برکت زندگی هستن و گاهی ممکنه بگیم یعنی چی مگه اینا برتر از بقیه هستن!و یا اصلا یه چیز مهمتر یه کتاب ، کتاب قرآن رو می گم خوب یه معجزه است ولی من وقتی این کتاب رو می گیرم دستم چیزی از معجزه بودنش درک نمی کنم نمی دونم یعنی همه اینجورن و یا فقط من یه همچین حسی دارم گاهی پیش خودم میگم همیشه میگن کتاب قرآن یه دنیا معرفته اینو میشه تو ذهن حل کرد به شرطی که بتونی بفهمی که واقعا اینطوره خوب میگم چه طوری آخه با این همه تفاسیر جورو واجور آخه به کدوم استناد کنیم دنبال کدوم بریم مگه ما چقدر وقت داریم که بخواهیم همه اینارو زیرو رو کنیم پس یه چیزی میمونه !...
اونم اینکه بفهمی خودت چی می خوای چون میگن آدما وقتی به دنیا میان همه نیروها رو خدا به یه صطح درونشون گذاشته و همه باالقوه هست ولی به علت اینکه وقتی دارن بزرگ می شن آدمای کاملی تربیتشون نمی کنن و طبق اون چیزی که خودشون هستن بقیه رو راهنمایی می کنن کم کم این نیروها به جای باالفعل شدن کم کم ازبین می رن و تنها تعداد محدودی شکوفا می شن و شخصیت طرف رو می سازن حالا نمی دونم نظر من اینه که اگه گاهی طبق غریزه پیش بریم خیلی موفق تر خواهیم بود تا اینکه همش بشینیم و طبق گفته های دیگران عمل کنیم تازه اینجوری تو یه سکوت و تنهایی می تونیم خیلی بیشتر یاد بگیریم و این مستلزم یه مطالعه ابتداییه که اونم بستگی به این داره خودمون درکمون چی باشه بعد هم میشینم میگم خدایا یعنی تو خواستی اینطوری باشه و ازش می خوام که یه درک بالا و یه دل بزرگ به بندهاش عطا کنه فکر می کنم این یکی از بهترین چیزایی که خدا به بندش می ده به شرطی که بنده هم همیشه ازش استفاده کنه.


ميتوانستم گريه کنم ..........لبخند زدم.
ميتوانستم ناله کنم ...........خنديدم.
ميتوانستم شکايت کنم ......قدردانی کردم.
ميتوانستم فرياد زنم ..........سکوت کردم.
ميتوانستم نفرين کنم ........دعا کردم.
ميتوانستم ويران کنم ........ساختم.
ميتوانستم تحقير کنم ........خود را شکستم.
ميتوانستم سيلی زنم........بوسيدم.
ميتوانستم برانمت ............بدرقه ات کردم.


بسم رب الحيدر
ازدواج مهر و ماه
اول ذی الحجه
گرامی باد


به همین ترتیب که دیدن چهره ای در آب خروشان غیر ممکن می باشد، همچنین در جستجوی خدا، اگر ذهنمان مضطرب و دلواپس آن جستجو باشد غیر ممکن است.این اولین قدم است.
***
فرصتها را از دست ندادن، بخشی از هنر زندگی کردن است
***
بر طبق و اساس آرزوها و اراده تان ساخته و پرداخته می شوید.
***
وقتی کسی چشمانش را به خورشید می دوزد، سرانجام کور خواهد شد.
***
خداوند معمولا با انعکاس اعمالمان به سوی خودمان با ما رفتار می کند.
***
اگر شما هنوز زنده هستید، به این خاطر است که هنوز جائی که بایستی برسید،نرسیده اید.
***
آرزوها و خواسته های منفی قادر نخواهند بود تا به شما هیچ صدمه ای برسانند، اگر شما تسلیم وسوسه های ایشان نشوید.
***
خداوند در جائی زندگی می کند که اجازه ی ورود به وی داده شود.
***
وسرانجام یاد گرفتم که زندگی روحانی بمعنای انزوا و کناره گیری از مردم نمی باشد. عشق خداوندی آنقدر بزرگ می باشد که بایستی تقسیم و توزیع شود.
***
پلهای رسیدن به خداوند، ایمان، عشق، شادمانی و دعا می باشند.
***
تصمیمات و تقدیرات الهی اسرارآمیز هستند، اما همیشه به صلاح ما می باشند.
***
تمام علوم دنیا در مقابل خداوند، دیوانگی می باشد.
***
خداوند عمدا چیزهای دیوانه را برای شرمنده کردن عاقلان انتخاب می کند.
***
آنهایی که گام نوئی در زندگیشان برداشته و هنوز میخواهند کمی از زندگی قبلی شان را حفظ کنند، سرانجام توسط گذشته ی خودشان صدمه و زیان می بینند.


قلبش از عشق بود،
پاهايش از استواري و دست هايش از دعا،
اما شيطان از عشق و استواري و دعا متنفر بود .
پس كيسه شرارتش را گشود و محكم ترين ريسمانش را به در كشيد.
ريسمان نا اميدي را.
نا اميدي را دور زندگي او پيچيد ،
دور قلب و استواري و دعا هايش .
نا اميدي پيله اي شد و او ، كرم كوچك ناتواني .
خدا فرشته هاي اميد را فرستاد ،
تا كلاف نا اميدي را باز كنند،
اما او به فرشته ها كمك نمي كرد.
او پيله گره در گره اش را چسبيده بود و مي گفت :
نه باز نمي شود.هيچ وقت باز نمي شود.
خدا پروانه اي را فرستاد ،
تا پيامي را به او برساند.
پروانه بر شانه هاي رنجور او نشست
و او به ياد آورد كه اين پروانه نيز زماني كرم كوچكي بود گرفتار در پيله اي!
ما اگر كرمي مي تواند از پيله اش به در آيد ،
پس انسان نيز مي تواند.
خدا گفت : نخستين گره را تو باز كن تا فرشته ها گره هاي ديگر را.
او نخستين گره را باز كرد....
و ديري نگذشت كه ديگر نه گره اي بود و نه پيله و نه كلافي.
هنگامي كه او از پيله نا اميدي به در آمد ،
شيطان مدت ها بود كه گريخته بود.

رازهایی که با دیگران در میان خواهید گذاشت.
این مطالب می تواند زندگی شما را تغییر دهد.
هر قسمت
قدرت درونتان را آزاد خواهد کرد.![]()
من امیدوارم همه روز خوبی داشته باشن البته با هنر عقل و اندیشه خودشون و این مطالب کمک کوچکی باشه ولی از همه چیز مهم تر اعتقاد و ظرفیت اشخاص هست با امید بهترین عالی ترین و بدون دلهره ترین روز ها برای دوستان عزیزم![]()
![]()

روز سی و یکم
هرگز مغرور نشو،
زیرا غرور میکروبی کشنده است.
غرور به تدریج عقل را زایل می کند و
باعث می شود هیچ کاری را به درستی انجام ندهی.

روز سی ام
هر چیزی که راست و درست باشد،
به نفع تو و دیگران خواهد بود.
خداوند بهتر از هر کسی می داند که
چه چیز به تو شادی واقعی می بخشد.
آیا یک گیاه می فهمد که باد گیاه را تقویت می کند،
یا باران های ملال آور باعث
رشد گل های زیبا می شود.
دوست دارم یه سری از بهترین جملاتی که دوستانم برام فرستادن رو بذارم توی وب لاگم امیدوارم خوشتون بیاد
بدون هیچ وقفه ای پیش می روم حتی اگر آنچه دیگران گویند برایم خار در راه باشد پس تو را هم به پیمودن میخوانم حتی اگر نخواهند
نمي دانم چرا هر كس كه با من آشنا شد دو روزي بعد رفت و بي وفا شد؟ نمي دانم از اول بي وفا بود؟ و يا نازش كشيدم بي وفا شد؟
کاش می دانستی که وسعت تنهایی ام به اندازه ی زیبایی لحظه ی با تو بودن است
در عشق ۱+۱ يك ميشود نه دو،در عشق ژرف دوگانگي محو ميشود،رياضيات پشت سر گذاشته ميشود،در عشق ژرف دو فرد ديگر دو فرد نيستند،آنها يكي ميشوند
فانوس مشكي توي دنيايي كه قلبا ، هر كدوم يه جا اسيرن كاش به فكر اونا باشيم كه از اين زمونه سيرن اونا كه تو عصر آهن ، تشنه ي يه جرعه يادن كاش كه دست كم نگيريم ، اينجور آدما زيادن نذاريم كه تو چشاشون ، بشينه دونه ي اشكي اونا فانوسن و خاموش ، آره فانوساي مشكي دنياشون شايد يه شهره ، خالي از قهر و دو رنگي توي سينشون يه قلبه جاي اين دلاي سنگي چهرشون شايد به ظاهر مث ديگران نباشه اما نور مهربوني تو چشاشون برق ميزنه.
عشق نمی پرسه که تو کی هستی؟ عشق فقط میگه تو مال منی... عشق نمی پرسه که اهل کجایی ؟ فقط میگه تو قلب من زندگی می کنی... عشق نمی پرسه که چی کار می کنی؟ فقط میگه باعث میشی قلب من به ضربان بیفته... عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟ فقط میگه همیشه با منی... عشق نمی پرسه که دوستم داری؟ فقط میگه دوستت دارم...
موقعی که میبینیش ! اگه چشات پرسید بگو:ندیدمش.. اگه گوشت پرسید بگو: نشنیدمش..اگه دستت لرزید بگو: مال سرماس.. اگه پاهات سست شد بگو: مال ضعفه ...ولی اگه دلت ریخت به خودت دروغ نگو که دوسش داری
بيم از حصار نيست كه هر قفل كهنه را بادستهاي روشن تو مي توان گشود
در کارگه کوزه گری بودم دوش دیدم که هزار کوزه گویا و خموش هر یک به زبان حال گویند به من کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش
توکوچ کردي و با يادها رفتي
نسيم بودي و همراه بادها رفتي
ميان وسعت هنگامه سپيده سرخ
طلوع کردي و بامداد رفتي
به ارتفاع بلندي که تا خدا مي رفت
عروج کردي و تا امتدادها رفتي
اگر باد بودم می وزيدم، اگر ابر بودم می باريدم، اگر مهر بودم می تابيدم، اگر خدا بودم می آفريدم تا بدانی دوستت دارم .... اگر ابر بودی به انتظار اشکت می نشستم، اگر مهر بودی در پرتو ات خود را گرم می کردم، اگر باد بودی چون برگ خزان خود را بدستت می سپردم، اگر خدا بودی به تو ايمان می آوردم تا بدانی دوستت دارم، اگر هيچ بودی از تو ابر سپيدی می ساختم، از تو خورشيد با شکوهی بوجود می آوردم، تو را نسيم ملايمی می کردم از تو خدايی بزرگ می ساختم، تا بدانی که فقط تو را د
- عشق يعني : اعتبار لحظه ها
– عشق يعني : سجده بر سجاده ها
- عشق يعني : مستي و ديوانگي
- عشق يعني : با جهان بيگانگي
- عشق يعني : شب نخفتن تا سحر
- عشق يعني : سجده با چشمان تر
- عشق يعني : انتهاي هر چه راز
- عشق يعني : راز شبهاي دراز
- عشق يعني :يک سوال بر هر جواب
- عشق يعني : گوشه ديدار تو لحظه ای در شب به ياد خواب تو
- عشق يعني : گوشه و غمهاي تو در نهايت سوزش و تبهاي تو
- عشق يعني : آخر خط بهشت
- عشق يعني : دوزخي بي سر نوشت
- عشق يعني : سوختن با ساختن
- عشق يعني : زندگي را باختن
- عشق يعني : لحظه ديدار تو بي هماهنگ گم شدن در کار تو
- عشق يعني : اشکهاي پر خروش رود اما سخت و شر و شور
- عشق يعني : ديده بر در دوختن
- عشق يعني : در فراقش سوختن
- عشق يعني : لحظه هاي التهاب
- عشق يعني : لحظه هاي تب و تاب
- عشق يعني : با گلي گفتن و ساختن
- عشق يعني : لاله اما بر چمن
- عشق يعني : بيستون کندن را به دست
- عشق يعني : زنده اما بت پرست
- عشق يعني : قطره ی دريا شدن
- عشق يعني : هر چه من شيدا شدن
- عشق يعني : يک شقايق غرق خون
- عشق يعني : درد و محنت در درون
- عشق يعني : يک قدم تا انتها
- عشق يعني : ابتدا کو انتها
- عشق يعني : قطعه شعري نا تمام
- عشق يعني : بهترين حسن ختام

روز بیست و نهم
برای عمل کردن از درونت فرمان بگیر.
برای تفکر ازدرونت راهنمائی بجو.
زیرا درک و آگاهی را باید دریافت کنی
و نمی توانی خودت خلق کنی.
زمین هنگامی گرم می شود که
به سمت خورشید متمایل باشد.

به نظر ميرسد كه نماز اين عاليترين جلوه نياز، ارتباطي گسترده با ابعاد مختلف زندگي انسان

هر جا قدم مي گذاريد بذر عشق بپاشيد: قبل از همه در خانه تان.

روز بیست و هشتم
هر کار خیری که در این دنیا انجام دهی،
بیش از هر کس به خودت کمک خواهد کرد.
به تو قدرت و انرژی و درک بیشتر خواهد بخشید.
اگر خوب نقاشی کنی،
دیگران از تماشای آن لذت خواهند برد.ضمن آن که در حین کار
تجربه ات هم در نقاشی بیشتر شده است.
