تبليغاتX
‎‎‎‎ ‎ .::عارفانه::.

 

 

روز بیست و یکم

 

عقاید را با حقایق اشتباه نکن.

حقیقت مانند دانه بادام است،

و عقاید پوسته آن دانه ی بادام هستند.

اگر به دنبال حقیقت هستی، باید پوسته را بشکنی،

 تا خود دانه را ببینی.

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/09/30 و ساعت 8:19 |

 

 

روز بیست و یکم

 

حرف حق را بپذیر و کاری به گوینده ی آن نداشته باش.

مثلا اگر بوی دود را احساس کنی و طوطی ات فریاد بزند که:

خانه آتش گرفت!،
آیا به مهمان هایت خواهی گفت:

این طوطی نمی فهمد چه می گوید؟

 

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/09/29 و ساعت 8:27 |

روز بیستم

زندگی مثل یک تاب است که هم می توانند سرگرم کننده باشد و هم حال

به هم زن. اگر هر بار که تاب خوردی احساس شگفتی کنی،

لذت تاب خوردن را احساس خواهی کرد.

در زندگی هم هر بار کاری را انجام می دهی،

 از انجام آن شگفتی احساس کن.                                    .

 

 

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/09/28 و ساعت 10:34 |

 

روز نوزدهم

 

 مهمترین چیز احساسی است که نسبت به آن چیز داری.

وجود رنگهای تیره در یک تابلوی نقاشی،

نشانه ی افسردگی نقاش آن تابلوست.

رنگ های روشن، حاکی از وجود روشنائی و

انرژی در زندگی نقاش آن تابلوست.

هر کاری را با شادی انجام بده، تا دیگران را هم شاد کنی.

 

 

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/09/27 و ساعت 8:14 |

روز هجدهم

 

نگذار افکار و ذهنیاتت به صورت عادت در آیند.

سعی کن هرگز در جا نزنی.

هر روز از زاویه ای تازه به کارها نگاه کن.

زندگی یک صحنه ی پر ماجراست.

به اطرافت نگاه کن: نشانه های زیادی وجود دارند که به کشفیات تازه اشاره می کنند.
+ نوشته شده توسط فرشته در 84/09/26 و ساعت 8:29 |

روز هفدهم

افکار ورویا هایت را بسط بده

هنگامی  که در بیرون چمنزاری پهناور است

که از هر سو تا افق امتداد دارد،

چرا خود را در آغل حبس کنی.

 

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/09/26 و ساعت 8:27 |

روز شانزدهم

 

امروز را آغازی تازه بدان

چرا به چیزی که دیروز اتفاق افتاده،

یا انجام شده فکر می کنی؟

زندگی رودخانه است که مدام به سمت آینده در جریان است.

هیچ قطره ای از آن، دو بار از زیر پل رد نمی شود.

کار را با روشی تازه انجام بده، بهتر از همیشه.

 

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/09/24 و ساعت 8:26 |

روز پانزدهم

هر کاری را با جان ودل انجام بده

اگر شعاع انرژی ات را مانند

ذره بینی که نور خورشید را متمرکز می کند،

روی موانع تمرکز دهی،

هر مانع که سر راهت باشد خواهد سوخت.

 

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/09/23 و ساعت 8:45 |

روز چهاردهم

هنگامی که قصد انجام کاری را داری، از خود نپرس :

دیگران آن را چگونه و با چه روشی انجام داده اند؟

بلکه بپرس: چگونه می توان آن را

درست و به بهترین وجه انجام دهم؟

این را بدان که همواره حقیقتی تازه در انتظار کشف شدن است.

بدون احساس وجود این حقایق، کریستف کلمب هرگز به آمریکا نمی رسید

و گراهام بل هرگز تلفن را اختراع نمی کرد.

 

 

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/09/22 و ساعت 8:27 |
تا حالا سراغی از خودت گرفتی توی خلوت
خلوتی که تورو روبروت بشونه توی آینت

تا حالا قلبتو تو سکوت شنیدی
خود بی نقابتو یه لحظه دیدی

ما هنوز تو برهوتی از دروغ دربه دریم
نرسیدن مقصد ماست با سراب همسفریم

زندگی فرصت عشقه منو تو دل به کی بستیم
ما تو سرسام تب وسوسه دنبال چی هستیم

............ پی نوریــــم .......................

پی نوریم پیش آفتابی که تکراری شده

.......... خوابیم اما ...........................

خوابیم اما خواب ما کابوس بیداری شده

دل ما زندونی نیست چند روزی مهمون تنه
این روزا فرصت خوبی واسه عاشق شدنه

این روزا فرصت خوبی واسه عاشق شدنه


+ نوشته شده توسط فرشته در 84/09/21 و ساعت 8:41 |

روز سیزدهم

با انرژی کامل روی کارهایت تمرکز کن.

شیشه های رنگی کلیسا ، هنگام عبور نور از آن ها

بسیار زیبا و درخشان می شوند.

کارهایت را هم اگر با انرژی انجام دهی،

شفاف و زیبا خواهند شد.

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/09/21 و ساعت 8:14 |

سلام

تا حالا به یه چیز مهم توجه کردین مثل زندگی، که روز به روز داره تغییر می کنه گونه زندگی، شکل زندگی و همه چیز، آدمها کوچیکن بزرگ می شن و...

بعضی ها این همه تغییرات رو می بینن ولی نمی خوان خودشون رو تغییر بدن و دوست دارن خودشون رو تو پوسته اون تفکرات قدیمی که دیگه خریدار نداره نگه دارن، چون با اون تفکر زندگی کردن و از اینکه یک چیز جدید بخواد همه زندگیشون رو زیر سوال ببره می ترسن.

نمی دونم شاید فقط من اینطوری فکر می کنم ولی می دونم که انسان مثل یک نهال هست، خدا لطف می کنه، مارو در زمین میکاره همه نوع امکانات بهمون میده بعضی چیز ها میگه خودمون بدست بیاریم ولی همه رو تو سطح خودشون قرار می ده یک سری تبدیل به درخت های بزرگ و تنومند می شن یه سری درخت میوه می شن یه سری گیاه هرز میشن و...

ماهم همونطوریم اگه یه جا بمونیم و نخوایم از پوسته خودمون بیرون بیایم کم کم دونمون هم میگنده حتی خودش رو از زیر خاک هم بیرون نمی کشه و تجزیه می شه و میره، ولی با یه خورده توجه به استعداد که درونمون هست می تونیم شکوفا بشیم، بچه که بودم پیش خودم میگفتم که این استعداد که شکوفا می شه یعنی تو همه هست؟  پس چرا بعضی ها به مدارج بالای علمی می رسن، مشهور می شن ولی بعضی ها تبدیل به یک آدم معمولی میشن و شاید هم خیلی معمولی بعد به این نتیجه رسیدم که انسان وقتی خودش رو بشناسه دیکه مشکلی نداره وقتی هدف اصلی خودشو پیدا کنه و برای رسیدن به اون تلاش کنه مطمئنا پیشرفت می کنه و زندگیش تغییر می کنه و همه اینها مستلزم اینه که بدونیم واسه چی زندگی میکنیم؟ و هدف ما چی هست؟ وگر نه تبدیل به یک آدم عصبی و ناراحت می شیم و همیشه یک فکر با هامونه که میگه حقمون رو خوردن!

نظر شما چیه؟

 

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/09/20 و ساعت 8:46 |

روز دوازدهم

اراده ات را قوی کن،

خود را وادار به انجام کارهایی کن که برایت مشکل اند.

سپس آنها را با جدیت انجام بده

بعد از مدتی خواهی دید که اراده ات مانند

گرزی فولادی سخت و درخشان شده است.

 

 

 

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/09/20 و ساعت 8:35 |

روز یازدهم

مشکلات ما را قوی، و به سمت

پیروزی های بزرگ تر هدایت می کند.

کوهنوردی آسان نیست ، اما منظره ای هم که

از قله کوه دیده می شود زیباست.

 

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/09/19 و ساعت 8:16 |

روز دهم

 

اگر طرحی در عمل مشکل تر از آن شد که فکر می کردی،

دلسرد نشو، همه چیز این دنیا همین طور است،

خصوصا اگر ارزشمند باشد.

لا جرم خود حبابی بیش نبود، زیبا اما تو خالی.

 

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/09/19 و ساعت 8:13 |

روز نهم 

برای موفقیت در هر کاری،

 باید ابتدا تصویر واضحی از نقشه ی کار را داشته باشی .

آن گاه ؛ همان طور که در باد شدید،

نخ بادبادک را محکم نگه میداری،

باید هدفت را هم به همان محکمی نگه داری.

 

 

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/09/17 و ساعت 9:20 |
روز هشتم

وقتی کار به مشکل بر می خورد، نه دیگران را سرزنش کن ونه خود را.

انسان وقتی شنا یاد می گیرد که از فرورفتن در آب نترسد.

 

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/09/16 و ساعت 11:4 |

اين جملات روي سنگ قبر يک کشيش انگليسي در کليساي "وست مينستر" ،نوشته شده : « جوان و آزاد که بودم، تصوراتم هيچ محدوديتي نداشت و در خيال خودم مي خواستم که دنيا را تغيير بدهم !.... پيرتر و عاقلتر که شدم فهميدم که دنيا تغيير نمي کند، بنابراين توقعم را کم کردم و به عوض کردن کشورم قناعت کردم.... ولي کشورم هم نمي خواست عوض شود  !... به ميانسالي که رسيدم آخرين تواناييهايم را به کار گرفتم که فقط خانواده ام را عوض کنم .... ولي پناه بر خدا, آنها هم نمي خواستند عوض شوند ! ..... و اينک که در بستر مرگ آرميده ام ,ناگهان در يافته ام که : " اگر فقط خودم را عوض مي کردم ،خانواده ام هم عوض مي شد و با پشتگرمي آنها مي توانستم کشورم را هم عوض کنم …. که مي داند؟... شايد مي توانستم دنيا را هم عوض کنم ! ".… اما اينک هيچکدام عوض نشده اند

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/09/16 و ساعت 11:2 |

سلام

خداجونم شکرت می کنم که هنوز ما بنده هات رو دوست داری!

 گاهی یه حرفائی رو دل آدم سنگینی می کنه ولی نمی تونه بزنه می دونید مثل اینکه کسی سر موضوعی بهت بپره و شما به خاطر نجابتی که دارید سعی می کنید جوابشو ندین و یا سریعا اون حرف و قورت می دین و می فهمید که نباید جواب بدین یه چیزی هم بگم که وقتی از دست اشخاصی ناراحت می شید و این ناراحتی به خاطر اخلاقشونه، اصلا ناراحتی سودی نداره به اون شخص احترام بگذارید و این فقط به خاطر خودتونه چون اون هم یک انسان هست، و شما با این کار به خودتون احترام گذاشتین درسته شما برای اخلاقش ارزشی قائل نیستید ولی باید به خاطر انسان بودنش بهش احترام بگذارید، این صبر آدم رو زیاد میکنه و موجب میشه بیشتر فکر کنه و رفتار با همه آدما رو یاد بگیره! چون میدونید وجود ما ذره ای از خداست و حتما یکی از صفات خوب خدا در ما هست ممکنه که گاهی بروز نکنه ولی  هست شاید حرفام به نظر تکراری بیاد ولی اینو بدونید که من به حرفای که میزنم اعتقاد دارم و می دونم که تا انسان بعضی چیزا رو خودش نفهمه شاید دیگران همون رو بهش بگن ولی درک نکنه  و یه چی دیگه اینکه بعضی ها می گن که باید همه چیز رو تجربه کرد ولی من اینو زیاد تصدیق نمی کنم چون می دونم که همه کارشون رو  درست انجام نمی دن بهتره ما ها که می دونیم وقت زیادی نداریم که همه کارها رو انجام بدیم از تجربیات دیگران استفاده کنیم  و این مهمه که از اونها درس بگیریم البته شاید این حرف من رو شما قبول نکنید و بگید هر چیزی باید تجربه بشه این نیاز به یه بحث طولانی داره که میتونه موضوعات زیادی داشته باشه مثل زندگی، درس، و از همه مهمتر عشق...

با امید روزهای خوب و بیاد ماندنی برای شما مراقب خودتون باشید خدا نگهدار تا بعد!

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/09/15 و ساعت 8:54 |

روز هفتم

هنگام تصمیم گیری ابتدا نباید بپرسی:

از این کار چه نفعی عایدم خواهد شد؟

پرسش درست این است که چه کاری به نفع همه است؟

خانه زمانی مستحکم است که همه ی دیوار هایش استوار باشند.

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/09/15 و ساعت 8:18 |