تبليغاتX
‎‎‎‎ ‎ .::عارفانه::.

یا هو

سلام

نمی دونم چند وقت بود یه چیزی بد جوری فکرم رومشغول کرده بود بالاخرو یه چیزایی ازش دستگیرم شد خوب دیگه گاهی آدم نمی دونه برا بعضی چیزا باشد چیکار کنه چقدر چه، هه خوب بگذریم نمی دونم گاهی دلم واسه خودمم میسوزه که حتی حرفی واسه گفتن ندارم یا دارم نمی تونم به زبون بیارم شما می دونید این از چی ناشی میشه

همیشه می خواستم حرفی واسه گفتن داشته باشم ولی نمی دونم گاهی آدم فقط دوست داره شنونده باشه تا گوینده خوب دیگه چیکار میشه کرد همین که هست تلبته این اکثرا بین دوستا اتفاق می افته  و ادم دیگه از خودشم بدش میاد میگه اه عجبا امروز خودمم فهمیدم اخلاقم عوض شده ! حالا نمی دونم این از کجا ناشی میشه یعنی عواملی باعث این اتفاق هست یا من اینقدر بزرگش کردم .

یه شب بود که خیلی سوالای جور وا جور در مورد بعضی چیزا حتی خودم فکرم رو مشغول کرده بود اومدم با کسی صحبت کنم گفتم شاید اون شخص دوست نداشته باشه پای درد و دل من بشینه و من هم نمی خواستم کسی رو ناراحت کنم چون اکثر آدمایی که پای دردودل کسی میشینن ناراحت می شن اولا ممکنه شاید کاری نتونن براش انجام بدن و دوما این که خود آدم باید با کسی که دردو دل میکنه بشناسه تا طرف نره از حرفاش علیه خودش استفاده کنه یا اصلا نمی دونم چی!

بالا خرو نشستم اون چیزایی که اینقدر ازصبح بهشون فکر کرده بودم رو روی یه تیکه کاغذ نوشتم  و به این فکر کردم که اگه یه نفر دیگه این سوالارو از من میکرد چی جوابشو می دادم بالاخره نمی دونم چه طور بود که اولاجواب سوالام رو گرفتم چون خودم خودمو بهتر میشناختم و هم اینکه دیگه به بعضی از چیزا فکر نکردم ، بعدشم خدا رو شکر کردم از اینکه می تونم بنویسم میدونید واسه چی اینو میگم می گن اون قدیما که اکثر مردم سواد نداشتن مجبورمی شدن هر چیزی که  می شنون مثل شعر یا اسم ابا و اجدادیشون رو حفظ کنند واون رو به حافظه بلند مدتشون بسپارند این خوب بود ولی اونا حتی کینه ای هم که از کسی داشتن یا خصومتی که داشتن هم تو خاطرشون می موند و این خیلی بد میشد چون هیچ وقت از خاطرشون پاک نمی شد البته این تعبیر منه شاید شما یه جور دیگه فکر کنید.

به هر صورت بعدها که مردم دارای سواد شدن دیگه خودشون رو اذیت نکردن و چیزایی که باید به خاطر میسپردن رو، روی کاغذ نوشتن و چون دیگه خیالشون از این بابت که باید چیزی رو حفظ کنند راحت می شد دیگه اون رو مرور نمی کردن و بعد از مدتی اگر به نوشته ها مراجعه نمی کردن از یادشون می رفت ولی یه خوبی که داشت بقیه از این نوشته ها استفاده میکردن به شرطی که دست نوشته ها ازبین نره خوب دیگه دنیای ما هم اینجوری رقم خورده  اینا نمی دونم اصلا واسه چی گفتم شاید به خاطر اینه که دوست دارم کسی راهنمائیم کنه خوب دیگه  چقدر حرف زدم اصلا واسه چی این حرفا رو زدم! حالا نوبت شماست که یه چیز بگید این مطالب اصلا سرو ته داشت یا نه

 

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/08/26 و ساعت 8:5 |

قانون هفتم(قانون جمع(باهم بودن))

 

جمع بودن باعث جذب موثرتر هدف می شود.

زیادی برکت در سفره ای است که دست در آن زیاد است.

در مراقبه ها، تلقین به نفسها، مدی تیشن گروهی  نتیجه موثرتر است.

شیطان با یک تن است از دو تن دورتر است.

در اسلام جماعت توصیه شده است. صله رحم عمر را زیاد می کند. جمع را دوست بدارید حتی اگر حرفی برای گفتن ندارید.

صواب صدقه 10برابر  قرض 18 برابر صله ی رحم 30 برابر است.

هر که یک وجب از جماعت دور شود خدا طوق مسلمانی از گردنش بر میدارد.

در جمع بودن انرژی را زیاد می کند محبوب می شوید به یهشت میروید...

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/08/25 و ساعت 9:51 |

 

شب تا سحر من بودم و لالاي باران
اما نمي دانم چرا خوابم نمي برد
غوغاي پندار نمي بردم
غوغاي پندارم نمي مرد
غمگين و دلسرد
روحم همه رنج
جان همه درد
آهنگ باران ديو اندوه مرا بيدار مي كرد
چشمان تبدارم نمي خفت
افسانه گوي ناودان باد شبگرد
از بوي ميخك هاي باران خورده سرمست
سر مي كشيد از بام و از در
گاهي صداي بوسه اش مي آمد از باغ
گاهي شراب خنده اش در كوچه مي ريخت
گه پاي مي كوبيد روي دامن كوه
گه دست مي افشاند روي سينه دشت
آسوده مي رقصيد و مي خنديد و ميگشت
شب تا سحر من بودم و لالاي باران
افسانه گوي ناودان افسانه مي گفت
پا روي دل بگذار و بگذر
بگذار و بگذر
 سي سال از عمرت گذشته است
زنگار غم بر رخسارت نشسته است
خار ندامت در دل تنگت شكسته است
خود را چنين ‌آسان چرا كردي فراموش
تنهاي تنها
خاموش خاموش
ديگر نمي نالي بدان شيرين زباني
ديگر نمي گويي حديث مهرباني
ديگر نمي خواني سرودي جاوداني
دست زمان ناي تو بسته است
روح تو خسته است
تارت گسسته است
اين دل كه مي لرزد ميان سينه تو
اين دل كه درياي وفا و مهرباني است
اين دل كه جز با مهرباني آشنا نيست
اين دل دل تو دشمن تست
زهرش شراب جام رگهاي تن تست
 اين مهرباني ها هلاكت ميكند از دل حذر كن
از دل حذر كن
از اين محبت هاي بي حاصل حذر كن
مهر زن و فرزند را از دل بدر كن
يا دركنار زندگي ترك هنر كن
يا با هنر از زندگي صرف نظر كن
شب تا سحر من بودم و لالاي باران
افسانه گوي ناودان افسانه ميگفت
پا روي دل بگذار و بگذر
بگذار و بگذر
يك شب اگر دستت در آغوش كتاب است
زن را سخن از نان و آب است
طفل تو بر دوش تو خواب است
اين زندگي رنج و عذاب است
جان تو افسرد
جسم تو فرسود
روح تو پژمرد
آخر پرو بالي بزن بشكن قفس را
آزاد باش اين يك نفس را
از اين ملال آباد جانفرسا سفر كن
پرواز كن
پرواز كن
از تنگناي اين تباهي ها گذر كن
از چار ديوار ملال خود بپرهيز
آفاق را آغوش بر روي تو باز است
دستي برافشان
شوري برانگيز
در دامن آزادي و شادي بياويز
از اين نسيم نيمه شب درسي بياموز
وز طبع خود هر لحظه خورشيدي برافروز
اندوه بر اندوه افزودن روا نيست
دنيا همين يك ذره جا نيست
سر زير بال خود مبر بگذار و بگذر
پا روي دل بگذار و بگذر
شب تا سحر من بودم و لالاي باران
چشمان تبدار نمي خفت
 او همچنان افسانه مي گفت
آزاد و وحشي باد شبگرد
از بوي ميخك هاي باران خورده سرمست
گاهي صداي بوسه اش مي آمد از باغ
گاهي شراب خنده اش در كوچه مي ريخت
آسوده مي خنديد و مي رقصيد و مي گشت

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/08/25 و ساعت 9:12 |

سرعت انجام کار ار بیشتر کنید.

عادت کنید که کارهای اصلی خود را سریع تر انجام دهید. به عنوان فردی که کارها را سریع تر ودقیق انجام می دهد مشهور شوید.

 

هر بار یک کار مهم انجام دهید.

کارهای ضروری تان را دقیقا مشخص کنید و سپس بدون توقف تا اتمام 100درصد کار پیش بروید این رمز واقعی افزایش کارایی و بهرهوری فردی است.

 

اراده کن که هر روز این اصول را تمرین کنی تا جزئی از عادتهای تو شود با ایجاد این عادتهای مدیریت فردی و تبدیل آنها به بخشی از ویژگی های شخصیت خود آینده ات را تضمین کن فقط کافی است این کار را بکنی(قورباغه را قورت دهی)...برایان تریسی...

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/08/25 و ساعت 9:5 |

 

کی میگه بین دو تا نی ، یکیشون شکر نداره

نه عزیزم برا بابا دختر و پسر نداره

دخترا سیب گلابند ، مثل برفند ، مثل آبند

برف جاده گل و خاکه ، آب چشمه اما پاکه

دخترا شاخه نباتند ، چشمه ی آب حیاتند

اجر حافظ که میگن شمس حقه ، شاخه نباته

چشمه ی آب حیات تو کوچه نیست ، تو ظلماته

ظلمات طرح یه پرده ست

مثل پرچین ، مثل نرده ست

آب که بی پرده میشه ، دریای شوره

آب روشن توی چشمه ست ، توی یک تنگ بلوره



یه روزی یکی میاد که مرکبش اسب سپیده

رو لباش سرخی شرمه ، تو چشاش برق امیده

زین اسبش نقره کوبه

چکمه هاش رنگ غروبه

ساده و سبک عنونه ، سر گرونه

عاشق دختر شاه پریونه

عاشق دختر شاه پریون که توی سیبه

مثل دریا بیقراره ، مثل صحرا بی نصیبه

جماعت یه دل دارم ، قصر طلا خونه ی شهرش

صدتا باغ توی ده مهر و وفا ، نیمه ی مهرش

جماعت یه سیب می خوام ، جهیزیه ش زلف کمندش

مکنتش دامن پاکش ، ثروتش بخت بلندش

سیب گندیده نمی خوام ، ده نمی خوام ، صد نمی خوام

جماعت یکدونه می خوام ، اما سیب بد نمی خوام

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/08/22 و ساعت 10:7 |

قانون ششم(قانون سحرخیزی)

 

به طبیعت نگاه کنید و بر اساس آنچه از طبیعت الهام می گیرید و بر اساس آنچه شهودتان می گوید زندگی کنید.

در شب انرژی هستی افزون می شود طبیعت آرام می شود به همین خاطر به ما آرامش بیشتری می دهد خواب روز جای خواب شب را نمی گیرد در شب همه عوامل انرژی بخش است. آرامش هستی بیشتر است تاریک، خلوت، ساکت، انرژی هستی در اوج ودر این خوابیدن در اوج انرژی موجب شارژ عصبی و مغناطیسی می شود واین روند از اذان مغرب تا صبح ادامه دارد. ودر اذان صبح به اوج خود میرسد.

از اذان صبح تا طلوع آفتاب بهترین و مناسبترین زمان از دیدگاه انرژی هستی و کیهانی است و انرژی جذاب هستی آماده جذب و خلق و ایجاد خواسته ها ونیات پاک درون شماست.(بهترین زمان برای مراقبه صبح است)

بیدار و پر سپاس و دعا باشید و سپیده تا طلوع را در محضر الهی حاضر باشید که سحر خیزی قانون طبیعت و سنت الهی است.
+ نوشته شده توسط فرشته در 84/08/22 و ساعت 8:48 |

روش تنبلی سازنده رو تمرین کنید.

هیچکس نمی تواند همه کارها را انجام دهد بنابر این باید یاد بگیرید که ازروی عمد در انجام برخی از کارها که از ارزش و اهمیت کمتری برخوردارهستند تنبلی کنید با این کار خواهید توانست وقت کافی برای معدود کارهایی که واقعا مهم هستند ایجاد کنید.

 

اول سخت ترین کار را انجام دهید.

روزتان را با سخت ترین کار آغاز کنید کاری که می تواند بزرگترین تاثیر را بر خودتان و حرفه تان بگذارد و تا وقتی که آن را تمام نکرده اید دست از کار نکشید.

 

کار را به قطعات کوچکتر تقسیم کنید.

کارهای بزرگ وپیچیده را به قطعات کوچکتر تقسیم کنید و سپس هر بار یک قسمت از کار را شروع کنید و به اتمام برسانید.

 

وقت بیشتری ایجاد کنید.

برنامه روزانه خود را طوری تنظیم کنید که به صورت طولانی مدت هر روز وقت کافی برای تمرکز کامل روی کارهای مهم و اصلی داشته باشید.

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/08/22 و ساعت 8:45 |

 

محدودیت های اصلی خود را مشخص کنید.

محدودیت ها و یا عوامل باز دارنده درونی و بیرونی خود را مشخص کنید ، عواملی که سرعت شما را در دستیابی به مهمترین هدف هایتان تعیین می کنند سپس تمرکزتان را به از بین بردن این محدودیت معطوف کنید

 

هر بار یک بشکه جلو بروید.

(این یه مثل تو آمریکاست که میگن که تو آمریکا یه بیابون کویری بی آبو الف هست که هر کی می رفته اولا راه رو گم میکرده و بعد هم ممکن بوده از تشنگی بمیره بعد نشستن یه فکر کردن که هر چند کیلومتر یه بشکه بزارن تو جاده به شرطی که پیش هر کدوم که بایستی می تونی بعدی رو ببینی و بتونی اینطوری راه رو پیدا کنی.)

اگر کار ها را مرحله به مرحله انجام دهید می توانید بزرگترین و پیچیده ترین کارها را به انجام برسانید.

 

خودتان را تحت فشار قرار دهید.

تصور کنید یک ماه دیگر باید شهر را ترک کنید طوری کارکنید که گویا مجبور هستید قبل از ترک شهر تمام کارها را به اتمام برسانید.

 

قدرت های فردی خود را به حد اکثر برسانید

اوقاتی از روز را که از نظر ذهنی و جسمی کارائی بیشتری دارید به دنبال کسب نتایج خوب باشید. به جای تمرکز بر مشکلات به دنبال راه حل بگردید . همواره فردی خوش بین و سازنده باشید.

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/08/18 و ساعت 11:28 |

یا هو

سلام

امروز یه روز قشنگ بود برای خیلی از آدما برای من هم قشنگ هست ولی یه کمی دلگیر بود اینم چند تا دلیل داره یکیش که از همه مهم تر بود این بود که داداشم رفت سربازی نمی دونید خیلی دوستش دارم یه جورایی خیلی بهش وابسته هستم نه زیاد ولی فکر می کنم خیلی دلم براش تنگ می شه چون همیشه با هم سر هر موضوعی کلکل داشتیم همینجوری سایه همو با تیر میزدیم ولی کافی بود یه خورده از هم دور بشیم یا همش به هم زنگ میزدیم یا شب خوابمون نمی برد می شستیم با بچه ها در مورد کارایی که می کرد حرف میزدیم بالاخره یه جوری یادش میکردیم انگار که اینجاست ولی حالا رفته یه جای دور نه یه تلفن همراشه نه اصلا آدرس درست حسابی ازش داریم دیشب که هر کی میدیدش گریه می کرد منم یه گوشه کز کرده بودم اشکام همینطوری سرازیر بود یعنی همه اینطور بودن گاهی میشد انقدر تو خونه سر به سرمون میزاشت که می گفتیم اگه تو بری سربازی ما خدا رو شکر میکنیم ولی حالا که رفته همه یه جورایی ناراحتیم شاید من بیشتر نمی دونم ولی خیلی دلم براش تنگ میشه چون ما بیشتر با هم بودیم خوب میگن این شتری که دم خونه همه پسرا می خوابه فقط الان باید بشینم دعا کنم که اونجا بهش سخت نگذره به هیچکس سخت نگذره خدایا خودت باهاشون باش.

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/08/18 و ساعت 8:21 |

قانون پنجم(قانون پاکی)

 

اساس جذب همه موهبتها...آلودگی، محرومیت است.

عنکبوت=فقر=نماد آلودگی    قانون پاکی در ارتباط با قانون خلاء است و آن پاک کردن ذهن از هر بدی و خوبی است البته خوبی به منظور ابراز خوبی و عشق به دیگران است. که در مطالب قبلی توضیح دادم.

از بیرون شروع به پاکیزگی کنید تا در درون اثر کند . روزی ، آرامش این لحظه شماست و فرصتهایی که به دست می آوریم دوست خوب فرزند، خوب همسرخوب و مهربان، کتاب مفید و...

مثلا پاکی در چیزی که می خوریم صفتهای آن چیز، نیز جزئی از ژنتیک ما میشود و روی خصلت های درونی و رفتاری ما به مرور زمان و حتی روی نسل بعدی ما اثر می گذارد.

((پاکی در روح ما اثر می گذارد))

 

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/08/18 و ساعت 8:20 |

به قانون تشخیص ضرورت عمل کنید.

هیچوقت برای انجام کارها وقت کافی وجود ندارد اما همیشه برای انجام مهمترین کارها وقت کافی هست.

 

پیش از شروع ، مقدمات کاررا کاملا  فراهم کنید.

آمادگی تمام و کمال قبل از شروع کار مانع عملکرد ضعیف می شود.

 

همیشه یک شاگرد باقی بمانید.

هر چه در ارتباط با کارهای ضروری و مهمتان دانش و مهارت بیشتری به دست آورید، می توانید سریع تر آنها را شروع کنید و زودتر به اتمام برسانید.

 

استعداد های منحصر به فرد خود را تقویت کنید.

دقیقا مشخص کنید چه کاری است که در حال حاضر خیلی خوب انجام می دهید یا در آینده می توانید خیلی خوب آنجام دهید. سپس تمام توان خود را در انجام آن بهکار گیرید.

 

 

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/08/17 و ساعت 8:44 |

قانون چهارم(قانون بارش)

واژه صدقه واژه بسیارعظیم پر معنا و قدرتمندی است که در فرهنگ ایرانی به درستی جا نیفتاده است صدقه به معنای بارش ، بارش (مهر، عشق، فکر مثبت و سازنده، تبسم لبخند انرژی مفید اطلاعات و دانسته ها) بخشیدن، باریدن، سرازیر شدن و فوران کردن می باشد.

هر گونه جمع آوری ، ضد بخشش است.

زمین به آسمان می بخشد، آسمان به زمین می بخشد بی مضایقه بخشیدن کار طبیعت است . مثل خورشید

بارش یعنی اینکه شما ببخشید (دانش ، کتاب ، سخن خوب ، فکرناب، مهر و محبت و خلاصه هر چه که دارید) خالی کنید جایی که از اضافات پر است تا جایی برای دریافت موهبت بیشتر پیش بیاید. برای بارش و به نیت بارش ببخشید کتاب ، لباس و...

اجازه دهید برای رحمت الهی جایی باز شود و گشایشی در آن مانع، به وجود آید صدقه بدهید بارش کنید. تشکر کنید از هر کسی که حتی کوچکترین کا را می کند یا چیزی به شما می آموزد.

تشکر کردن از دیگران خصوصاَ همسر بالاترین درجه تشکر است یعنی حتی شکر گزاری از خداوند در مرحله ی بعد قرار دارد. اهل بخشش باشید فکر امید وار کننده ، روحیه امید، فکر جالب و مثبت ببخشید.

از خود سوال کنید ببینید چه چیز را می توانید ببخشایید. صدقه پیش از آنکه به دست بنده خدا برسد به دست خدا میرسد. بعد از دادن صدقه دست خود را ببوسید که نوعی تشویق کردن خود است به خاطر کار نیکی که انجام داده اید جدای از آن که بوسیدن دست خداست. صدقه را اول از خود و خانواده خود شروع کنید.((صدقه از سر عشق می دهند)) ((لذت می برند. به شوق می آیند. احساس خوبی دارند. لبخند می زنند. انرژی می گیرند))  ((بارش از سر عشق)) (((عاشقانه هر روز و هر شب ببارید)))

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/08/17 و ساعت 7:59 |

قانون سوم(قانون نظم)

نگاهی به نظم سیارات یا خود ما که با اجزای وجودمان با چه نظمی ایجاد شده اند و اگر اختلالی یا بیماری ایجاد شود به معنی آن است که در قسمتی بی نظمی ایجاد شده است.

و تلاش که در مورد آن جیم ران در کتاب بسوی کامیابی نوشته آنتونی رابینز می گوید:(همه تلاشها پاداش دارند اما تلاشهای منظم پاداش منظم دارند.)

و کاترین پاندر در کتاب چشم دل بگشا می گوید: (هر گاه جذب موهبتی به تاخیر افتاد پیامش این است که باید در وضعیت کنونی خود، خلاء و نظم ایجاد کنیم )

پایان بخشیدن به یک کار نا تمام خود نظم است.

فهرستی از کارهای نیمه تمام از زندگی را  تهیه کنید ودر صدد نظم دادن به آنها باشید.

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/08/14 و ساعت 8:17 |

یا نورَ النّور یا منّورَالنّور یا خالقَ النّور یا مدّبرَ النّور یا مقّدرَ النّور یا نورَ کلِّ نور یا نورَ قبلَ کلِّ نور یا نوراً بعدَ کلِّ نور یا نورًا فوقَ کلِّ نور یا نورَ لَیسَ کَمِثلهٍ نور.

 

 

ای روشنی نور ای روشنی ده نور ای آفریننده نور ای تدبیر کن ای تقدیرکن نور ای روشنی هر نور ای نور پیش از هر نور ای نور پس از هر نور ای نور بالای هر نور ای نور که نباشد مثلش نوری.

 

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/08/14 و ساعت 7:26 |

قانون دوم(قانون جریان وحرکت)

جریان عین زندگی است ما ذره ایستا و ساکن نداریم و اگر نیز باشد به معنی مرگ است.

در بدن ما سه جریان خون،تنفس و لنفی وجود دارد، انسداد هر یک باعث مرگ می شود .

هر چیز که میگیریم چیزی باید  بدهیم تا جریان ایجاد شود مثل عمل دم و بازدم در بدن و باید با محیط خارج در ارتباط باشیم .

ثروت باید جاری باشد

امام علی(ع) می فرمایند: هر جا کاخی بنا شده بدانید ظلمی در آنجا انجام شده و ثروتی در آنجا راکد مانده ثروت باید به کار آید.

جاری شوید و حرکت دهید. انرژی جسمی تان را، ذهن خلاقتان را ، سرمایه تان را، دانشتان را، و...

حرکت زندگی است **** سکون مرگ است.

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/08/12 و ساعت 8:53 |

چه رسمی داری ای دوره زمونه
که هر روزت یه جا عاشق کشونه

هزاران ساله که میجنگه آدم
نمیدونه گرفتار جنونه

زمونه آی زمونه آی زمونه

یکی با فرق زخمی توی محراب
یکی غرق به خون لب تشنه ی آب

یکی پاهاشو رو مین جا گذاشته
یکی پاشیده خونش روی محراب

نفس های بهاران تازه خردل
رو خاک آسمون رگبار تاول

همیشه عاشق از جونش گذشته
که عشق آسان نبود از روز اول

هنوزم کار دنیا قیل و قاله
هنوزم صلح آدم ها محاله

هنوز آدم نمیشناسه خدارو
هنوزم حق عاشق پایماله

زمونه آی زمونه آی زمونه

یکی با فرق زخمی توی محراب
یکی غرق به خون لب تشنه ی آب

یکی پاهاشو رو مین جا گذاشته
یکی پاشیده خونش روی محراب

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/08/12 و ساعت 7:35 |

چه رسمی داری ای دوره زمونه
که هر روزت یه جا عاشق کشونه

هزاران ساله که میجنگه آدم
نمیدونه گرفتار جنونه

زمونه آی زمونه آی زمونه

یکی با فرق زخمی توی محراب
یکی غرق به خون لب تشنه ی آب

یکی پاهاشو رو مین جا گذاشته
یکی پاشیده خونش روی محراب

نفس های بهاران تازه خردل
رو خاک آسمون رگبار تاول

همیشه عاشق از جونش گذشته
که عشق آسان نبود از روز اول

هنوزم کار دنیا قیل و قاله
هنوزم صلح آدم ها محاله

هنوز آدم نمیشناسه خدارو
هنوزم حق عاشق پایماله

زمونه آی زمونه آی زمونه

یکی با فرق زخمی توی محراب
یکی غرق به خون لب تشنه ی آب

یکی پاهاشو رو مین جا گذاشته
یکی پاشیده خونش روی محراب



+ نوشته شده توسط فرشته در 84/08/12 و ساعت 7:34 |

 

www.m-hosseini84.blogfa.com

 

www.jahanrayaneh.blogfa.com

 

 www.farzanegan.blogfa.com 

    

www.fereshtegan.blogfa.com

 

www.asheghane.blogspot.com

 

www.pooyamcs.blogsky.com

 

www.metafizik.blogfa.com 

  

www.limotorsh1364.blogfa.com

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/08/11 و ساعت 8:42 |

طیاطیرا

سرا سیمه و دست پاچه ای که همیشه شتابزده است.

آتشی مزاج غیور ستیزه جویی که زود از کوره در میرود و بیشتر اهل حرف است نه عمل یعنی قادر نیستند اندیشه ها وآرمانها یی که در سر دارندبه ثمر برساند و اغلب به ورزشکاران علاقه دارند

 

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/08/11 و ساعت 7:59 |

قانون اول(قانون خلاء- قانون خالی شدن):

 

تا حالا چیزی از خلاء شندید اصلا می دونید معنیش چیه  شاید الان می گید خوب یه جایی که هیچی توش نباشه حتی هوا...

خوب من میگم این درسته ولی چیز دیگه هم هست که تا حالا ممکنه ما به اون فکر نکردیم!

همیشه خلا باعث جذب می شود!

در کل به این معناست که توی جای پر دیگه چیزی جا نمی شه و این مصداق دل ماست که اگر می خواهی خدا بیاد تو دلت باید جایی باشه که در اونجا قرار بگیره و باید واسه این موضوع کارایی کرد باید دلتو خالی کنی باید چیزایی که دلت رو پر کرده خالی کنی.

 

  ۱-    بخشیدن:

سعی کنیم کسانی که به ما بدی کردند  رو ببخشیم البته با این کار به خودمون لطف کردیم در اول.

2-خالی تر:

 نه تنها باید دل خود را از چیزهای بد پاک و خالی کنیم بلکه باید از چیزهای مثبت هم خالی کنیم تا امکان جذب بیشتر داشته باشد مثلا اطلاعات ودانش خود را در اختیاردیگران قرار بدهیم و به دیگران انتقال بدهیم.

گاهی ابراز عشق ، در قلب شما ایجاد خلاء میکند شما با ابراز عشق میدان ذهنی خود را از آنچه هست خالی می کنید واین باعث جذب مهر و محبت بیشتر می شود کسانی که از ابراز عشق خودداری میکنند در واقع خودشون را از جذب مهر و محبت بیشتر محروم می سازند و خودشون مانع جذب عشق می شوند. میدان ذهنی خود را انباشته از مهر و محبت می کنند بدون آنکه آن را در جای مناسب خالی کنند . در نتیجه،وجود آنها جایی برای جذب محبت متقابل ندارد نوشتن یعنی انتقال اطلاعات بروی کاغذ که خود نوعی خلاء ایجاد می کند در ذهن ما .

3-خالی زبان:

منظور از خالی زبان یعنی نگاه داشتن زبان از آنچه بیهوده ،مضر وزیان بار است وباید زبان را از گفته های هرزوغیره نگاه داشت.

زیاد حرف زدن به دنبالش دروغ، تهمت و... می آید نخستین مرحله عبادت خاموشی است.

4-خالی شکم:

تا بخش عمده انرژی درون ما به جای عمل هضم و گوارش صرف جذب موهبت ها شود.

سعدی:

اندرون از طعام خالی بدار ******* تا درآن نورومعرفت بینی

خلاء قانون جذب است.

با یک بازی حس وجود داشتن چیزی در مکانی مشخص مثل یک وسیله که دوست دارید داشته باشید جایی برای آن باز کنید و به خود تلقین کنید که آنجاست و شاید روزی در جای خود قرار گیرد اگر چه خیلی نا ممکن باشد.  ( این برای من تجربه شده)

  5-خالی گناه:

پیامبر اکرم(ص): دعای شما مستجاب نمی شود مگر از گناه خالی شوید.

گناه یعنی سرپیچی از سنت الهی یعنی استفاده نادرست از یک نعمت.

امام باقر(ع): خداوند از انسان دو چیز می خواهد 1- اعتراف به نعمت تا بیفزاید و 2- اقرار به گناه تا ببخشاید.   (البته در محضر خودش)

  6-رهایی:

مثل وابستگی به یک هدف واین خود باعث پری است واین مانع خلاء است.

کسی که برای هدف خود دعا می کند و خود را به خدا می سپارد و از خدا طلب کمک می کند این خود نوعی رهایی است و بخشی از ایجاد خلاء می باشد.

اینجا 11 قانون داریم که من چون زیاد وقت ندارم هر روز یکیشو براتون می نویسم امیدوارم که بخونید ونظرتون رو بدید ممنون میشم...

 

 

+ نوشته شده توسط فرشته در 84/08/10 و ساعت 13:23 |